به تو گفتم قبل رفتنت اگه نباشی یک روز
کاری با دنیا ندارم
به تو گفتم خودمو می کشم و
پر می زنم تو آسمونا
بگو گفتم یا نگفتم
بگو گفتم یا نگفتم
به تو گفتم زنده ام با نفس خیال چشمات
چشاتم تنهام گذاشتن
حالا من موندم و تیغ و
رگ دست و
عکس پاره ی تو و من
بگو گفتم یا نگفتم
بگو گفتم یا نگفتم
مگه بت نگفته بودم
بی تو روزگار من تیره و تاره
حالا روزگار من بعد سفر کردن تو طناب داره
تیغو می کشم رو رگهام
می پاشه خونم رو عکسات
نتونست سدی بسازه
رنگ چشمات ، سیل اشکات
یک محسن چاووشی رها و به دور از قید و بند ، عصبانی ، خسته و نفس بریده در هماهنگی کامل با دیگر بخش های آهنگ . شعر و موسیقی و جنس صدا همه در خدمت آنچه فریاد کشیده می شود . یک ترانه ی بی نظیر و عریان با اجرایی به یاد ماندنی که به حقیقت شکل هیچ کدام از شنیده هایمان نیست ، خودٍ خـودش است . هنوز تازه ، خشن ، دوست داشتنی ...
[+]
برچسبها: Mohsen Chavoshi, Mohsen Yegane, محسن چاووشی, محسن چاوشی, محسن یگانه, نفس بریده, تیغو می کشم رو رگهام

آوریل 12, 2009 در t 17:12 |
خود خودش است … خود بتمرگش !
یعنی از دست رفت ..؟..
یعنی بر می گرده ؟..
می 1, 2009 در t 15:31 |
با این آهنگ زندگی کردم ,
همین.
می 1, 2009 در t 15:37 |
همینطوره