این اتاق ناگرفته و منِ اتاق شده

By Alireza

اتاقم سنگین شده و نا گرفته . اصلا یه جوری شده . اونقدر زیاد توش موندم که انگار منم بخشی از اونم . کمد ، میز ، فرش ، در ، دیوار ، من … همینه که می فهمم سنگین شده . همینه که عذابم می ده اما نمی تونم ازش بزنم بیرون . تو این حال و هوا ، یه آهنگ عجیب هم رفته تو playlist ـم که تواما بهم حال می ده و حالمو می گیره

چرا کسی نیست دور و برم ، چرا مثل کولیا همش در به درم
چرا هر چی کشیدم هیچی نگفتم ، چر این بلا اومد سرم
چرا هر وقت دلم می گیره باید این ترانه رو بخونم تا که آروم بشه
چرا باید بشینم رو به روی ساعت تا ببینم لحظه هام یکی یکی حروم بشه

چرا جوابشو تو می دونی ولی نمی خوای به روت بیاری
چرا جوابشو تو می دونی ولی نمی خوای به روت بیاری

فردا باید به همراه دوست و همکار ( و البته استاد ! ) عزیزم بریم دنبال میکروفن . هر چند من شاید نروم . نمی دونم . این قضیه ی میکروفن یه جورایی دهنم رو صاف کرده . تا حالا ۴-۵ مدل مختلف تهیه کردیم و همگی مشکل داشتند . همین جا از خداوند منان عاجزانه درخواست مقادیری چرک دنیا دارم تا به خاطر یک میکروفن کوفتی انقدر فکر و خیال سراغم نیاد ! واقعا این همه دغدغه سر میکروفن ؟ البته دلیلش کمبود وقته ، میکروفن تا پنجشنبه باید تهیه شه و فردا آخرین فرصته .

پنجشنبه با همان دوست و همکار و استاد گرامی به سمت محلی در نزدیکی تونل کندوان (؟) می رویم ! این سفر کوتاه چهار فایده دارد . یک اینکه می توانم از این اتاق ناگرفته که بهم چسبیده چند ساعتی جدا شوم ، دو اینکه مقادیری اکسیژن به این ریه های سوخته و خسته وارد می شود و مفرح ذات خواهد شد ، سوم حاصل این سفر و سفرهای بعدی است که به امید خدا یک مستند قشنگ بشود و بالاخره چهار اینکه می توانم از این اتاق ناگرفته که بهم چسبیده چند ساعتی جدا شوم ( این خوب خیلی مهم است خودش ! ) این مستند بی حرف پیش ، HD ضبط می شود و یک کار شخصی است ، اما یک کلیپ خوب می شود از تویش در آورد که در صورت امکان در Youtube قرار می دهم تا شما هم بتوانید از برکات تماشای معجزه ی HD بهره مند شوید !

حتما از این سفر کوتاه خواهم نوشت . راستی نمایشگاه کتاب در آستانه ی به وقوع پیوستن است ( فعل رو فقط داشته باشید ) و برای اینکه نشان دهیم خیلی فرهنگی هستیم به آنجا رفته ، سیب زمینی سرخ کرده و هایدا می خوریم ! شما هم بروید . این یکی احتمالا یکشنبه به وقوع می پیوندد ! نمایشگاه هم جا می افتد ، بهتر است .

برچسب‌ها: , , , , , , , , , , , ,

6 نظر to “این اتاق ناگرفته و منِ اتاق شده”

  1. تبسم می گوید:

    سلام.
    وبلاگت جالب بود. از اون قسمت تهران انار ندارد بیشتر خوشم اومد. آخه به نقد فیلم و کتاب و … حتی نظر درباره شون علاقمندم. لینکت کردم. موفق باشی. پنجره اتاقت رو هم باز کن بوی نا نگیره انقد خوب. یه کم هوای تازه میاد تو لا اقل.
    خوش باشی و موفق

    • Alireza می گوید:

      مرسی . شما هم لینک شدین
      باز می کنم !

  2. neghin می گوید:

    واي تو هم گير كردي به اتاقت … اميدوارم اين سفر هر چند كوتاه حال و هوات رو تغيير بده ..راستي اگه زياد در اتاقت به سر مي بري پيشنهاد مي كنم تغييري در دكراسيونش بدي حتي اگه تغيير كوچك هم باشد .. اون وقت مي بيني چقدر در روحيه ات تاثير گذاشت … موفق باشي :)

    • Alireza می گوید:

      آره تغییر هم ایده ی خوببه .
      مرسی

  3. chavoshist می گوید:

    خراب هستیم …

  4. بهشت لاله ای « a Director می گوید:

    [...] و امیدوارم شما هم سال بعد سری به اینجا بزنید ، بخصوص اگر به اتاقتان چسبیده اید ! جاده چالوس ، کیلومتر ۸۵ روستای گرماب ، جنب رستوران [...]

يك پاسخ برايش بگذاريد