
بازم کلاغ قصه ها رفت و به خونش نرسید
یغما گلرویی ، خسته شدم
از آلبوم نقاب ، سیاوش قمیشی
برچسبها: قصه, نقاب, یغما گلرویی, کلاغ, آسمان, خسته شدم, سیاوش قمیشی

بازم کلاغ قصه ها رفت و به خونش نرسید
یغما گلرویی ، خسته شدم
از آلبوم نقاب ، سیاوش قمیشی
برچسبها: قصه, نقاب, یغما گلرویی, کلاغ, آسمان, خسته شدم, سیاوش قمیشی
ژوئن 26, 2009 در t 22:03 |
عکس به نظرم عالی شده…
ترانه هم که دیگه جای خود داره…اما شاید اگه من بودم ترانه یا شعر دیگه ای رو برای این عکس انتخاب می کردم…
ژوئن 26, 2009 در t 22:15 |
ممنون
مثلا چی ؟ خوشحال می شم بشنوم
ژوئن 27, 2009 در t 02:06 |
به نظر من هم عکس و هم شعر متناسب هم هستن .
شعر رو دوست دارم خیلی زیاد .
ژوئن 27, 2009 در t 11:42 |
دست یغما درد نکنه
ژوئن 27, 2009 در t 15:11 |
سلام.
فقط خواستم بگم ديدم.
اين روزا زياد رو مود نيستم و بنابراين مخم درست حسابي كار نمي كنه كه واستون نظر درخوري بذارم. ولي اين آهنگ و كلاً آهنگاي سياوش و خيلي دوست دارم
موفق باشي
ژوئن 27, 2009 در t 23:11 |
سلام.
راجع به سياوش قميشي و يغما گلرويي نميخواهم نظر بدهم . كلاغها رو خيلي دوست دارم ولي راجع به اون بندگان مشكي پوش خدا هم قصد ندارم كامنتي بگذارم .
فقط ميخواستم بگم انگار كامنتدوني پست پايينيت رو بستي . براي همين هم من اونجا كه ميخواستم نظر بدم ندادم !
ژوئن 28, 2009 در t 00:25 |
اتفاقا من از کلاغ ها متنفرم !!
// از بقیه ی دوستان ممنون
ژوئن 28, 2009 در t 09:49 |
ولي من كلاغا رو دوست دارم.
خدا كلاغ و طوطي رو مثل هم آفريد سياه. طوطي به خلقت خدا گلايه كرد و خدا اون رو به اين شكلي كه ما الان ميبينيم درآورد.
و اينگونه است كه كلاغ هميشه رها و طوطي هميشه در بند است.
من كلاغ، عقرب، جغد و همه اين موجودات مظلوم رو كه به خاطر عمل به اقتضاي طبيعتشون در انزوا و در معرض نفرت مردم قرار دارند، دوست دارم.
كلاغا گناه دارند. خيلي دوسشون دارم حتي صداشون رو (البته بگم كه جونور مورد علاقه ام كلاغ نيستا)
ژوئن 28, 2009 در t 10:55 |
1. ميدوني كلاغها بالاترين گريد هوشي رو در ميان پرندگان دارند ؟
2. ميدوني تربيتپذيري و انس با انسان در كلاغ آن هم بيرون از قفس بسيار بالاست ؟
3. ميدوني تعصب و غيرت كلاغ به خانوادهآش در ميان پرندگان كمنظير است ؟
خب اگر نميدوني حالا بدون
پس با اين كه علامت مخصوص كلاغ بزرگ رو كه توي دستمه نميبينيد ولي احترام بگذاريد !
+ بچه كه بودم يك بار همراه دوستم توي باغهاي اطراف خونشون يك كلاغ بيچاره رو ديديم كه از يك درخت دارش زده بودند . اون جا بود كه فهميدم در مورد كلاغ به طور خاص و در مورد ساير جانداران به طور عام ، گاهي ما انسانها بسيار رتبهي پستتري داريم .
+ در مورد جغد هم كه “تبسم” بهش اشاره كرد بگم كه جغد در فرهنگ باستاني ما “بهمنه” نام داشته است . به معناي “خوش يمن” . ولي وقتي فرهنگ منحطه استكبار قديم ! (يونان) به ديار ما آمد ، و ما نيز غافلانه از يك مخلوق خدا – برخلاف آموزههاي ديني و ملي مون – به نحسي ياد كرديم.
ژوئن 28, 2009 در t 11:40 |
جغد رو که کاری ندارم . اما در مورد کلاغ واقعا یک نفرت ذاتی ازش دارم و اونطوری که خودم از نزدیک یا در راز بقا دیدم یکی از بدجنس ترین حیوون هاست ( و این به دلیل هوش زیادشه ) . در کل این تنفر ممکنه ریشه ی ژنتیکی داشته باشه چون یادمه بچه بودیم با پسر عمه ام حرف می زدیم هر دو همین حس رو داشتیم ( البته اون دار زدن کار من نبوده چون اصولا از ور رفتن با پرندگان خوشم نمیاد ! )
ژوئن 28, 2009 در t 12:22 |
منم بچگيام با كلاغ يه خاطره دارم و اونم اين كه يه روز كه از طرف مدرسه رفته بوديم اردو يه كلاغ اومد يه تكه هندونه كه روي زمين بود رو بخوذه كه گير كرد توي گلوش و انقدر دستپاچه شده بود كه پرواز نمي كرد. با دوستام رفتيم كمكش و يكي شجاعت به خرج داد و دستش رو كرد توي حلق كلاغه و هندونه رو دراورد نمي دوني چه حس خوبي بهم دست داد. اون موقع 10 سالم بود و الان 14 سال از اون ماجرا ميگذره ولي خيلي حال داد كمك به كلاغ كه خيلي ها ازش بدشون مي اومد( مثل همين آثاي عليرضا خان، ايييييييش!!!)
جولای 1, 2009 در t 07:18 |
سلام کارگردان
خوبی؟ من عاشق ترانه های سیاوش قمیشی هستم .
این یکی که جای خود دارد .
دستت درد نکنه .
راستی . پست قبلیت ، معنی نهیلیست چیه .؟ زیر دیپلم بگو تا بدونم.
جولای 1, 2009 در t 07:23 |
راستی یه چیز دیگه .
من شدیدا از کلاغ متنفرم . با اون صورتش ؟؟!
دوست داشتم یه تفنگ وینچستر داشتم . اونوقت دلم میخواست با کلاغها حرف بزنم .
البته با زبان اسلحه . وااااااااااااااااااااااای نمی دونی ، فکرشو که می کنم چه حالی بهم دست میده . وقتی تصور می کنم اون صدای نتراشیده و نخراشیده اش بعد از متلاشی شدن ، دیگه هیچوقت در نمیآد .
آخیش. دلم خنک شد .
( وصف العیش ، نصف العیش )
جولای 1, 2009 در t 11:04 |
سلام
خشن منم از کلاغا خوشم نمی اد ولی این قدر خشن نیستم خیلی بی رحمیه
جولای 3, 2009 در t 07:32
سلام رها خانم
اگه یه مقداری دقت بفرمائید اسمم محمد هست . نه خشن .
درضمن من به شدت از کلاغ متنفرم. تنفر از کلاغ در وجودمه .
جولای 3, 2009 در t 00:35 |
منم انقدر خشن نیستم lol ! درباره ی نهیلیسم : http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%BE%D9%88%DA%86%E2%80%8C%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C
اگه چیزی دربارش نمی دونی بیخودی خودتو درگیر نکن !
جولای 3, 2009 در t 07:30 |
سلام
مرسی علیرضا جان که راهنمایی کردی . ایول . ایول .
راستی این وبلاگه منه . selection4u.blogfa.com
جولای 3, 2009 در t 14:53 |
سام عليك كارگردان خودم عليرضا جان …. بالاخره ما هم دوباره برگشتيم تو كار (هم وبلاگي هم كارگرداني ) حتما بعد از اين هفته به بعد خودم مي نويسم …. اين نهليستاتم خيلي چسبيد پس نهليست بودم و نمي دونستم ….. نولان هم كه شاخه گوزنه ( اين يك تعريف است ) ولي يكم برگرده به ريشه هاي نبوغ خودش بهتره … ولي به نظر من بعد از فينچر از بزرگترين كارگرداناي نسل جديد دنياست …
جولای 3, 2009 در t 19:18 |
اون طرف هم گفتم خوش برگشتی ! نولان رو من از فینچر بیشتر قبول دارم . بنظرم نبوغ فینچر از ۲۰۰۰ به بعد تموم شد ! یا کم شد . اما se7en رو از memento یه کوچولو بیشتر دوست دارم !
جولای 4, 2009 در t 11:57 |
به رنگ آسمون شک کن تماشا داره تردیدت
شاید جادوی شب باشه شکوه نور خورشیدت
نکن باور که هر راهی به مقصد میرسه آخر
کلاغا روی دیوارن، کلاغ پر رو نکن باور
“یغما گلروئی،از کتاب رقص در سلول انفرادی)
اگه حوصله شو داشتین یه سر به مطلب طالبانی من هم بزنید
جولای 5, 2009 در t 00:40 |
اي بابا !
عليرضا هنوز كه كلاغه به خونهاش نرسيده ؟
[كنايه از اين كه چرا پست جديدي نگذاشتي؟!]