این شب های دوست داشتنی

By Alireza

یعنی جدا می خواهید بگویید از شبهای زیبای تابستان لذت نمی برید ؟ از ماشین هایی که تا صبح صداشون قطع نمی شه و پنجره ای که بازه تا اون صداها رو با یک نسیم ملایم بیاره تو اتاقتون ؟ نه ؟ … دست بردارید . یعنی می خواهید بگویید شب های تابستان را به جای آنکه تا نیمه هایش بیدار بمانید و فیلمی ببینید یا کتابی بخوانید ، با گذاشتن سرتان روی بالش سپری می کنید ؟ واقعا که ! پس فرق تابستان و زمستان چیه ؟ خواب و زیر پتو رفتن و پنجره ی بسته و سکوتی که همیشه همراه برف است و فیلم ندیدن و کتاب نخواندن و اینها که مال الآن نیست عزیز من …

در ضمن می خواهم بروم سفر . به قول شاعر آنجا که می فرماید :

از توی این شهر شلوغ ، می زنم یه روز بیرون
جایی که نه تو باشی و ، نه دیگه خیابون

( نپرسید این خزعبل از کجا اومده ! )

پ.ن : در بین نوشتن این مطلب اتفاقی افتاد که نزدیک بود پشت کیبورد خفه شوم و جان را به جان آفرین تسلیم کنم … پوففف ! به خیر گذشت !

برچسب‌ها: , , , , , , , , ,

13 نظر to “این شب های دوست داشتنی”

  1. sahel می گوید:

    قشنگی این شبها به همینه که گاها تا خود صبح بیدار باشی و نذاری بقیه هم بخوابن :)

  2. تبسم اديب می گوید:

    خوبه. نه بابا مي بينم كه روحيه‌ات برگشته. خوش به حالت داري مي‌ري سفر. دست مارم بگير.
    ولي من در اين شب‌هاي تابستان با عرض پوزش و به دليل مسايل خاصي ساعت 22:00 تعجب نكن!! سرم رو ميذارم رو بالش و دبرو كه رفتي به عالم هپروت.
    سفر خوش بگذره.
    سوغاتي هم يادت نره البته!
    راستي حالا كجا ميخواي بري؟

  3. رها می گوید:

    سلام
    شب های تابستان را دوست دارم چون انگار صمیمیت بیشره. به خاطر اینکه نزدیک نماز صبح که می شه نسیم خنکی می وزه و ادم زیر ملاحفه جمع می شه باد که از پنجره داخل می اد و به صورت می خوره ادم خوشش می اد .اما جای سوت و کور را دوست دارم نه صدای ماشین ها کتاب خوندن هم کاری به زمستون و تابستون نداره

  4. mebzo می گوید:

    يكم گرمه و خاك داره … فيلم كه هميشه بايد ديد … تابستون و زمستان نداره ولي كتاب خداييش داره

  5. neghin می گوید:

    خيلي كم پيدا شدم .. معذرت ميخوام كه كم سر مي زنم …
    والا نمي دونم اما من تو شب هاي تابستون فقط تماشاي مهتاب رو دوست دارم بشيني و از پنجره مهتاب رو تماشا كني :)

  6. تبسم اديب می گوید:

    حوصله مان سر رفت. پس كي از مسافرت بازمي‌گرديد لطفاً؟ ما مطلب جدبد مي‌خوايم خوب.

  7. mebzo می گوید:

    به روز شو دیگه عزیز … از این به بعد تصمیم گرفتم کمی شخصی تر بشم اما هنوزم تکیه ام به سینماست .

  8. محمد می گوید:

    زندگی گل زيباييست به نام غم؛ فرياد بلنديست به نام آه؛ مرواريد غلتانيست به نام اشک؛ و آيينه ی شکسته ايست به نام دل.[چشمک]

    من آپم[گل][گل]

  9. تبسم می گوید:

    سلام کجایی بابا مگه رفتی سفر قندهار.
    حوصلمون سر رفت برگرد دیگه. البته با چمدون پر از سوغاتی دیگه یادت نره ها. (منظورم مطالب جدیده)

  10. mebzo می گوید:

    نیستی کارگردان … جدیدا تیزر شاتر آیلند اسکورسیزی و دیدم … خیلی تو فضاشم فوق العاده بود … به کل با استیلای قبلی مارتین فرق داره جز دی کاپریوش…

  11. nikwell می گوید:

    من که دیشب حسابی خوابیدم
    والا :)
    =========
    یک پیچ بود / دستها قفل شده در یک دیگر / یک من بود
    یک تو / چشمها خیره شده / یک دیگر
    پل شلوغ بود و من / من خالی شدم از دیگر
    نان شب نبود / فقر بود و دیوانگی
    اتوبوس نیامده بود / اسب ها گم کرده بودند / باز هم یکدیگر

  12. Alireza می گوید:

    من برگشتم . بسیار دست پر از همه جهت ! از همه ی دوستان شرمنده نتونستم سر بزنم و جوابشونو بدم

  13. تبسم می گوید:

    خوب خوش اومدی. اول از همه سوغاتی من یادت نره.

يك پاسخ برايش بگذاريد