چه ؟
By Alireza
در این روزهای سختی که می گذرانم ، تنها چیزی که به ادامه دادن وادارم می کنه …
تنها چیزی که به ادامه دادن وادارم می کنه …
تنهـ…
.
برچسبها: مرگ, نا امیدی, امید, زندگی
This entry was posted on اکتبر 30, 2009 at 01:50 and is filed under روزها, مینیمال. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed.
شما میتوانید پاسخی بگذارید، یا از سایت خود دنبالک کنید.
اکتبر 30, 2009 در t 03:09 |
…
اکتبر 30, 2009 در t 10:52 |
ديگه چيزي وجود نداره كه به ادامه دادن وادارم كنه، ادامه ميدم اما نميدونم چرا……
اکتبر 30, 2009 در t 16:33 |
شاید امید …
شاید کورسویی نور …
شاید هر چیزی که من بی خبرم ازش !!!
امیدوارم همیشه موفق باشی.
اکتبر 30, 2009 در t 20:09 |
همون چيزي كه باعث مي شه ادامه دهيم و عشقه بقيه چيزها بقيه ي چيزهاست .
اکتبر 31, 2009 در t 15:18 |
درود بر تو . چی شده پسر؟
================================
ممکن است
به یک باره
همه را
چندین و چند
دیده باشیم و هنوز
آخرین لحظه ما
نرسیده باشد
سر.
شده است
دلمان
سخت
به زمین
هوا
عشق و نگاه
دل داده باشد
و هنوز
تن مان
ذهن و این ثانیه ها
رنگمان را
بفهمند و همین
من یافته ام
تو بیاب
اکتبر 31, 2009 در t 15:20 |
راستی لینک دونیت پریده
(:
نوامبر 1, 2009 در t 13:20 |
ادامه اش میدیم چون به تخم مرغ هاش نیاز داریم…
نوامبر 3, 2009 در t 15:54 |
شونه ی تخم مرغ ها خالی بود
روزنه ها بسته
من بودم
سیاهی بود
و هیج
خدا رو شکر کورسویی پیدا شد …
/
لینک دونی و بخش های دیگر تا اطلاع ثانوی در دست تعمیر است . درست میشه