می 27, 2009
۱ مشغول تدوین یک فیلم کوتاه هستم و کمتر وقت می کنم سر بزنم . از آنهایی است که وقتی تدوینشان تمام می شود استخوان درد به انسان دست می دهد . فضای فیلم کمتر تجربه شده و از این رو می شود بهش گفت تجربی ! کارگردانش مشخصا به سریال Lost علاقه داشته اما خوشبختانه دچار جوزدگی نشده . فیلم نریشن دارد اما کیفیت ضبط صدا ضعیفه و دردسری است برای خودش . شاید یک شات از این فیلم قرار دادم تا حدس بزنید موضوعش چیست ! البته قطعا شاتی می گذارم که موضوع به عقل جن هم نرسد !
۲ گفتم Lost ، سیزن پنج را چند روز پیش دیدم که خوب مثل همیشه خوب بود ( حوصله ی بررسی دقیق ندارم و به همین « مثل همیشه خوب بود » بسنده می کنم ) . یکی از زیرنویس ها Fair Enough را ترجمه کرده بود : ترس کافیه . گویا شنیده بودند Fear Enough و همین جا لازمه تصحیح کنم Fair Enough یک اصطلاحی است با این مضمون که : منصفانه است و از Fair تا Fear کلی فرق هست و اینها …
۳ همچنین باید اضافه کنم اگر زندگی موزیک متن داشت ، مال من را باید Michael Giacchino ( آهنگساز Lost ) می ساخت . ( اسمش را به فارسی ننوشتم چون به ۲۰۰ صورت مختلف خوانده می شود و من تا نفهمم خودش چگونه اسمش را تلفظ می کند ، فتوایی نمی دهم ! )
۴ فیلی که Facebook را خیس و تر کرده بود گویا از رویش برطرف شده ! این نوشته رمزی است و باید رمزش را باز کنید تا متوجه منظور شوید ! شاید هم همه ی اینها توهم است و خبری که من خواندم کذب باشد ! پس فردا اگر باز نشد یقه ی مرا نگیرید .
۵ هوا دارد گرم می شود تا دوباره لذت نوشیدن آب لیموی تگری بعد از ۵-۶ ساعت زیر آفتاب بودن و استشمام نم خاک از کانال های کولر را تجربه کنیم !
برچسبها:Facebook, Lost, Michael Giacchino, فیلم کوتاه, فیلم تجربی, فیلمسازی, لاست, کولر, تدوین, ترجمه, زیرنویس, زیرنویس Lost, زیرنویس لاست, سینما, شربت آبلیمو
ارسال شده در الافاضات, تلویزیون, روزها, فیلمسازی, پنج گانه | 5 نظرات »
آوریل 30, 2009
شما می دانید چرا تهران دیگر انار ندارد ؟ خوب این سوالی است که ذهن مسعود بخشی رو به خود مشغول کرده بود و حاصلش شد مستند « تهران انار ندارد » . البته مستند که نمی شود گفت . به قول سازندگان فیلم ، کمدی درام موزیکال مستند عشقی تجربی ! و این اولین و شاید آخرین فیلم در این ژانر بخصوص باشد . البته باید اشاره کرد موضوع انار با چیزهای خیلی بیشتری در ارتباط است که تنها با تماشای فیلم می توانید آنها را کشف کنید !
تهران انار ندارد از آن فیلمهایی است که باید دید . نمی خواهم اینجا خیلی از آن تعریف کنم . یعنی دلم نمی آید با تعریف و تمجید بیش از حد ذوق و استعداد کارگردان جوانش را کور کنم اما نمی شود از کنارش به سادگی گذشت . به ذکر پنج دلیل برای تماشای این فیلم بسنده می کنم تا نه سیخ بسوزد نه کباب .

۱ تهران انار ندارد یکی از معدود مستندها یا احتمالا تنها مستند قابل توجه درباره ی تهران است . درباره ی تاریخ ، جغرافیا و البته فرهنگ مردم تهران . از دیروز تا امروز . تجربه ای که در تماشای جمعی این فیلم داشتم بهم نشان داد چقدر روی پرده دیدن مسائل ساده و حتی پیش پا افتاده می تواند جالب باشد . تماشای صحنه هایی که ممکن است در واقعیت آزارمان دهند اما اینجا می خندانندمان .
۲ شاید با تماشای این فیلم بتوانید پاسخ برخی سوالات جامعه شناسانه ی خود را دریافت کنید . شاید هم به سمت پاسخ هدایت شوید . این که چرا اینگونه ایم و یا اینکه از کی اینگونه شدیم ! البته فیلم به صورت مستقیم به این پرسش ها پاسخ نمی دهد و همین جا باید به بخشی آفرین گفت . برای اینکه به مخاطب احترام گذاشته . برای اینکه نه تنها مخاطب را ابله فرض نکرده ، تلاش کرده او را به تفکر وادار کند . برای اینکه حتی اگر قصد تحمیل نظرات خود را دارد ( که ندارد ) آنها را با انگشت در چشم مخاطب فرو نمی کند و کاملا اصولی و نرم ( آنطور که هر فیلمساز حرفه ای باید عمل کند ) حرف خودش را می زند . در جایی محمدرضا پهلوی را می بینیم که به دوربین نگاه می کند و موزیک متن باباکرم است ، از این تصاویر برای بیان یک دوره ی تاریخی خاص استفاده شده . خودتان حدس بزنید چه دوره ای !
۳ من نمی دانم بخشی کدام آرشیو را فتح کرده اما هر چه بوده ، به منابع تصویری قابل توجهی دسترسی یافته و ما را نیز در این تجربه شریک خود قرار داده است . چه کسی است که از تماشای تصاویر کمتر دیده ی شده ی تاریخی با کیفیت بالا لذت نبرد ؟
۴ یک فیلم شاداب و سرزنده که پر از جوانی و دست زدن به تجربه های جدید است و در عین حال توانسته پایبند به اصول و قواعد حرفه ای بماند . عده ای جوانی و تجربه گرایی ( یا سینمای تجربی ) را معادل هندی کم دست گرفتن و شات های ناقص برداشتن و داستان بی سر و ته بافتن می دانند . اما در اینجا با یک فیلم ۳۵ طرفیم و یک نریشن جذاب و میزانسن های درست و تدوین اصولی که جوانی اش را نه در غیر حرفه ای فیلم ساختن ، بلکه در بازیگوشی هایی چون ثابت ایستادن بازیگران در یک شات طولانی و سپس تند کردن تصویر تخلیه می کند و سینمای تجربی را در چیزی به غیر از نظریه « جوری فیلم بساز که هیچکس نفهمه » تجربه می کند .
۵ شنیده ها حاکی است که این فیلم بزودی در چند سینما اکران می شود . واقعا دلتان برای یک فیلم که ارزش سینما رفتن داشته باشد تنگ نشده ؟ یک فیلم که بعد از دیدنش دلتان نخواهد به زمین و زمان فحش دهید ؟!
برچسبها:فیلم, مستند, مسعود بخشی, انار, تهران, تهران انار ندارد, سینما, سینمای تجربی
ارسال شده در سینما, پنج گانه | 7 نظرات »